زیر سایه خدا
وبلاگ مذهبی
وبلاگ مذهبی
در نظام سياسى اسلام نقش و جايگاهى كه براى مشارکت زنان در عرصههاى سياسى و اجتماعى مشخص شده، كمتر از مردان نيست. زنان با حضور فعال در این عرصه ها توانايى خويش را در اين زمينه اثبات نمودهاند.
زماني که هنوز اسلام در مکه طلوع نکرده بود، زن دوران مظلوميت را پشت سر گذاشته، ظلمها و ستمهاي فراوان و گوناگوني را تحمل کرده و محدوديتهايي ديده بود. او رنج زن بودن را چشيده بود و با طلوع خورشيد تابناک اسلام از محروميت و بيچارگي به کرامت، برخورداري از شأن و عزت بهرمند گرديد، جايگاه از دست داده را به دست آورد و بهترين موقعيت پيدا نمود و از حصار تنگ تعصب جاهليت بيرون آمده در تعيين سرنوشت خود و ديگران نقش چشمگيري به دست آورد و ثابت کرد که زنان ميتوانند همدوش مردان در ايجاد تحول کمي و کيفي در جامعه نقش مؤثر داشته باشند.وقتي اسلام در جزيرة العرب گسترش يافت، زنان در عرصه اجتماع حضور داشتند و از آنجا که دين مخاطبش همهي انسانها است و به انسان به عنوان يک هويت جمعي مينگرد، پس يک سلسله مسائل را به عنوان وظايف انساني در جامعه براي او ضروري ميداند که این وظایف ربطی به ذکوریت و انوثیت ندارد. در عصر حاضر کشورهای اسلامیاز جمله کشور ما ایران به پیروی از مکتب اسلام از مشارکت زنان در جامعه حمایت و پشتیبانی می کنند ، نمونه ای از مشارکت زنان در تاریخ معاصرکشورمان را قبل وبعد ازانقلاب اسلامی شاهد هستیم.
الف ـ زنان و مسأله بيعت
بيعت از اساسىترين و شاخصترين مفاهيم در فرهنگ سياسى اسلام مىباشد؛ چرا كه با حاكميت و اقتدار دولت اسلامى و حيات سياسى و اجتماعى مسلمانان ارتباط تنگاتنگ دارد. زنان همواره در مراسم بيعت حضور فعال داشتهاند که در این نوشته به بررسی برخی از آن موارد می پردازیم.
1ـ مفهوم بيعت
بيعت در اصل به معناى دست بر دست زدن به هنگام معامله است. در گذشته ميان اعراب چنين رسم بود كه هنگام فروختن كالا، فروشنده و خريدار دست به دست همديگر مىزدند و اين عمل نشان دهندۀ قطعى بودن معامله بود. در دين اسلام از اين رسم، براى وجود اطاعت در ميثاق و پيمان با رهبر و امام جامعه استفاده شده است.
بيعت در اصطلاح پيمان بستن به فرمانبردارى و پذيرفتن امارت يا رياست كسى مانند فرمانروا يا رئيس دولت است. اين تعهد و پيمان مبنى بر اطاعت در زمانهاى گذشته با دست دادن تحقق پيدا مىكرد، اما امروزه به روشهاى ديگر انجام مىشود.
2 ـ زنان و مسأله بيعت در اسلام
بيعت در فرهنگ سياسى مسلمانان و حتى در ميان اعراب پيش از اسلام، رايج و شايع بوده و پيشينهاى دراز دارد. قراين نشان مىدهد بيعت از ابداعات مسلمانان نبوده بلكه سنتى رايج ميان عرب بوده است؛ آنها به هنگام پذيرش مهترى رئيس قبيله يا سركردۀ خود يا هنگام تعهد انجام كارى براى وى، دست خود را در دست او گذاشته و وفادارى خويش را اعلام مىداشتهاند. بر اين اساس اعراب با مسئلۀ بيعت آشنا بودند و به همين دليل هنگام بيعت مردم يثرب با پيامبر در عقبه برخورد آنان با مسئلۀ بيعت برخورد با يك امر آشنا بود.
پس از ظهور اسلام در دوران نبىّ مكرم اسلام رسم بيعت تداوم يافت. تاريخ نويسان در سيره رسول اللّه (ص) سلسلهبيعتهايىرا كه مسلمانان و نومسلمانان با پيامبر (ص) به انجام مىرساندند، ثبت كردهاند.از آن جمله بعیت زنان در صدر اسلام با رسول الله(ص) بوده که بیعت در دو مرحله صورت گرفته است:
نخستين مرتبهي آن قبل از هجرت انجام گرفت که از ميان بيش از 70 نفر از مسلمانان 3 نفر از زنان نيز شرکت داشتند و اين بيعت به نام «بيعت عقبه» در تاريخ ثبت و معروف گرديد.در اين بيعت زنى به نام عفراء دختر عبيد بن ثعلبه حضور داشت. حضور او در اين بيعت در عصرى كه زن از اولين حقوق فردى و اجتماعى خود محروم بود بسيار شگفتانگيز است. بعد از بيعت اين گروه به يثرب بازگشتند و تبليغات وسيعى را براى گسترش اسلام آغاز كردند.
بيعت دوم زنان پس از هجرت انجام گرفت و در اين مرحله زنان به طور رسمي با رسول خدا(ص) بيعت نمودند و پيمان به اين صورت انجام پذيرفت که پيامبر اکرم(ص) دستور فرمودند تا ظرفي پر از آب آوردند و فرمان داد تا مقدار عطر به داخل آن آب ريختند و سپس حضرت دست مبارک خود را در ميان آن ظرف گذاردند و آيهاي را که مواد اين پيمان را در برداشت تلاوت فرمودند و آنگاه از جا بلند شده و به زنان دستور دادند: هرکس حاضر است با شرايط يادشده با من بيعت کند دست در ميان ظرف آب کرده و رسماً وفاداري خود را به اين مواد اعلام کند.
قرآن كريم بيعت با حكومت را، كه بارزترين مظهر ميثاق سياسى در جامعه است، براى زنان مىپذيرد ومی فرماید:«اي پيامبر، وقتي که زنان ميآيند تا با تو بيعت کنند که هرگز شرک به خدا نياورند، سرقت و زنا نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و بر کسي افترا و بهتان نبسته و فرزند را به ديگري نسبت ندهند و با تو در امر نيک و معروفي مخالفت نکنند، بدين شرايط با آنها بيعت کن و برايشان از خدا غفران طلب نما.»
آنچه از مضمون و پيام آيه در باب بيعت زنان با رسول اکرم(ص) بود به دست ميآيد اين است که:
اولاً: مسئله حق رأي براي زنان و به صورت آزاد در زمان در عصر نبوي از اهميت برخوردار بود که دنياي اطراف مکه و مدينه و کشورهاي پيشرفتهي آن عصر هيچ جايگاه و حقي براي زنان در زمينه اظهار نظر و حق رأي قائل نبودند.
ثانياً: برخلاف عصر حاضر که براي بيعت و رأي دادن شرايط ويژهاي لحاظ نمودند، همانند: مليت، نژاد، مدرک تحصيلي و برخي از شرايط ديگر که براي زنان دست و پاگير است، در آن عصر (عصر نبوي) رأي دادن و مشارکت سياسي در تعيين سرنوشت محدوديت وجود نداشت. زنان با ارادهي خود در صحنه مشارکت سياسي حضور جدي و آزادانه داشتند.
ثالثاً: امروزه رأي و مشارکت بيشتر روي مصالح شخصي، محدودهي قومي، حزبي و حتي مليت دور ميزند، ولي مشارکت سياسي و حضور در عرصه رأيگيري و مفاد بيعت براي مردان و به خصوص زنان براي حفظ مصالح انساني و رشد و کمال و نيز ريشهکنسازي زمينههاي گناه مانند دزدي، شرک و… بود.
به هر حال دقت در محتواي پيمان نشان ميدهد که بيعت، اختصاص به زنان ندارد، بلکه پيمان از تعهدات و وظايف مشترک زنان و مردان مسلمان ميباشد؛ مثلاً نفي شرک، دوري از دزدي و پرهيز از زنا و پيروي از دستورات رسول خدا(ص) شامل هردو قشر ميگردد.ائمه معصومين و به پيروى از آنها اهل شرع نيز بر امر بيعت صحّه گذاشته و اگرچه نسبت به مصاديق ايراداتى داشتهاند، اما اصل بيعت را عملى خلاف شرع ندانستهاند، بلكه بر آن اصرار نيز ورزيدهاند و خود پايبند به آن بودهاند.
ب )زنان در عرصۀ هجرت و جهاد
هجرت و جهاد از عناصر مهم فرهنگ سياسى اسلام و از جلوههاى بارز مشاركت سياسى مسلمانان است. اهميت و جايگاه اين مفاهيم در آيات متعددى از كلام اللّهمجيدوگفتارورفتارمعصومين (ع) بيانشده است. در این نوشته به بررسی برخی از مباحث هجرت وجهاد خواهیم پرداخت.
1 ـ ماهیت و ضرورت هجرت
مهاجرت در حقيقت نوعي ستيز عليه نظام و سنت و وضعيت موجود ميباشد و اگر ما سياست را ايجاد دگرگوني و تغيير و اصلاح رفتار و تربيت بدانيم، بدون شک مهاجرت مسلمانان در عصر اختناق مکه اعتراض عليه ارزشهاي حاکم در مکه و رسومات کهن و جايگزيني ارزشها و باورهاي جديد به حساب مي آمد. واضح است كه هجرت همواره آميخته با سختى و زجر و رنج است و به همين سبب مقام مهاجران در اسلام بسيار والاست و خداوند اين گروه را لايق رحمت واسعه خود دانسته است.
2 ـ حضور زنان در هجرت
در زمينه هجرت در اسلام مطالب بسيار بيان شده است، اما در بارۀ حضور زنان در اين فراز سخت و شكوهمند كمتر سخن به ميان آمده است. اهميت حضور زنان در اين عرصه اين است كه آنها با وجود احساسات فراوان خود، از همه علقهها و علاقههاى دنيوى خويش گذشتند و همپاى مردان به يارى و حفظ دين اسلام برخاستند.زنان مهاجر در شرايط سخت و بحراني مکه در صف مبارزان مرد قرار گرفته ومبارزه منفي را بر ضد باورهاي جاهلي شروع کردند، ولي ميتوان از مصاديق مهاجرت زنان در عصر نبوي به مهاجرت حبشه و مهاجرت زنان از فضاي سياسي و فرهنگي مکه به مدينه اشاره نمود.
آيات متعددى از كلام اللّهمجيدبهحضورزنان در هجرت اشاره دارند. از آيه 97 و 98 سوره مباركه نساء چنين استفاده مىشود كه زنان چون مردان وظيفه دارند تا از حكومت كفر به سرزمين اسلامى هجرت نمايند. در آيه 50 سوره مباركه احزاب نيز خداوند متعال شرط جواز ازدواج زنان با پيامبر (ص) را هجرتشان به سرزمين حكومت اسلامى قرار مىدهد كه اين موضوع اهميت هجرت زنان مسلمان را بيش از پيش مشخص مىسازد.
در کتابهاي سيره آمده است کهوقتى آزار و اذيت مشركان نسبت به مسلمانان اوج گرفت، پيامبر (ص) به آنان پيشنهاد كرد به حبشههجرت نمايند در هجرت اول به حبشه يازده مرد و چهار زن شرکت داشتند. «رقيه» دختر رسول خدا(ص)، «سهله بنت سهيل بن عمرو»،«ام سلمه بنت ابي اميه»، «ليلي بنت أبي حشمه بن حذيفه».تعداد زنان که برشمرده شدند تنها زنان مهاجر نبودند، بلکه پس از آن مسلمانان ديگر به آنها ملحق شدند تا آن که تعداد مردان به 82 يا 83 و زنان به هجده تن رسيد.
در هجرت دوم به حبشه حدود هشتاد و سه مرد و هيجده زن حضور داشتند كه هدايت آنها بر عهدۀ جعفر بن ابى طالب بود. اين گروه بعدها نيز از حبشه به مدينه هجرت نمودند و مشمول فضيلت دو هجرت شدند.
هجرت مسلمانان از مكه به مدينه نیزآن چنان اهميت داشت كه با وجود رويدادهاى مختلف مانند ولادت، بعثت و رحلت پيامبر (ص) و فتح مكه و. . . ، اين واقعه به عنوان مبدأ تاريخ اسلام برگزيده شد. خداوند متعال نيز در آيه 72 سورۀ مباركه انفال بر اين مسأله تأكيد مىورزد. اين واقعه زمينهساز اجتماع مسلمانان جهت پىريزى و تأسيس نظام و حكومت سياسى اسلام و مسلمين بود.
در اين هجرت نيز شاهد حضور گسترده زنان هستيم؛ زنانى كه همه چيز خود را در مكه جاى گذاشتند و بيابانى خشك و سوزان به مسافت 468 كيلومتر را تا مدينه طى كردند. در اين باره نام زنان بسيارى در كتب تاريخى ذكر شده است از جمله فاطمه بنت اسد ،فاطمه زهرا(س)،سُبَيعه دختر حارث اسلمى و زینب دختر پیامبر (ص) می توان اشاره نمود.
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط مریم جعفری ندوشن در 1397/01/28 ساعت 11:05:00 ق.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |